مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية

107

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )

--> است ؛ بلكه جوهري است مدركٌ لذاته كه دستخوش فنا نمىشود وبه خراب شدن اين كالبد عنصرى ناچيز نمىگردد والتذاذ أو موقوف به‌بدن‌نيست ؛ چنان‌كه اين‌آيهءشريفه « النّار يُعرَضون عَلَيْها غدوّاً وعشيّاً » كه در آل‌فرعون وارد شده وكلام خير الأنام « أرواح الشُّهداء في أجواف طيرٍ خضرٍ ، ترد أنهار الجنّة ، وتأكل من ثمارها ، وتأوي في قناديلٍ معلّقةٍ في ظلِّ العرش » مؤيّد اين است . وآنان‌كه منكر اين هستند وگمان چنان برند كه روح عرض است وتنعم آن بر وجه استبداد واستقلال محال است ، مىگويند كه مضمون « أحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِم » إلى آخره در رستاخيز وقوع يابد ووصف ايشان به اين صفت در زمان حال ، براي تحقق وقوع ونزديكى آن است ويا براي اين است كه مراد به اين أحيا به ذكر جميل ايشان است در صفحهء روزگار با اين‌كه زنده‌اند به ايمان . اما أصح آن است كه ايشان بعد از شهادت زنده ومرزوق هستند ؛ چنان‌كه در زمان حيات بودند ؛ چه روح ، جسمي رقيق وهوايى مأخوذ از ريح است ؛ چنان‌كه در خواب از بدن مفارقت كند وباز مراجعت گيرد وظواهر قرآن وأحاديث مذكوره وديگر اخبار وأحاديث بر اين مطلب دلالت كند ودر اين كتاب ، لوازم تحقيق وتدقيقي كه ببايست ودرخور اين امر باشد ، مذكور است . وحضرت صديقهء صغرى از استشهاد به اين آيهء شريفه باز مىنمايد كه حكم آنان‌كه در اين واقعه هايله به عزّ شهادت نائل شدند ، با آنان‌كه در بدايت اسلام وقوّت كفر شهادت يافتند ودر ركاب پيغمبر جهاد ورزيدند ، خواه در وقعه أحد يا بدر يا بئر معونه چنان‌كه مفسرين به اين جمله أشارت كرده‌اند وفتنهء عظيمى كه أبو سفيان درافكنده وجمعى از مسلمانان ومؤمنان را تباه ساخته بود وفتنه أو را خاموش كردند واسلام نيرو گرفت وكفر مضمحل شد ، مساوى است وهم‌اكنون تو كه يزيد پسر معاوية بن أبي سفيان هستى وخواستى چون پدر وجدّت دين اسلام را ناچيز وبنياد كفر را قوى گردانى وسيّد شهدا پسر فاطمه دختر رسول خداى براي قوت اسلام از خويشتن وفرزند واقرباى خويشتن بگذشت ودين خداى را ثابت گرداند . واگر چنين نكرد واين بليت بر خويش نخريد وبه ميدان شهادت ندويد وكار به صلح وسكوت افكند ، بالمرة دين اسلام مضمحل شدى وجهانيان گفتندى ، اگر ايشان بر حق هستند ودين خود را بر حق مىدانند ، اين سكوت وسكون وقناعت وعزلت چيست ؟ لكن چون چنين كردند ، همه گويند كه حقّ خويش خواستند وبنى اميّه با ايشان ظلم كردند وحقوق ومنصب ايشان را به ستم بردند ومسند خلافت را غصب كردند . چه اگر جز اين بودى ، فرزند پيغمبر خويشتن را در چنين خطر نيفكندى وآن مردم لئام براي حطام بىدوام اين جهانِ نكوهيده فرجام ، خونِ فرزند خير الأنام را بريختند وآل اللَّه را أسير ساختند . حضرت صديقهء صغرى درِ اين استشهاد باز كرد كه يزيد در خمود مشعل اسلام چون جدّش أبو سفيان تجديد عهد گرفت وسيّد الشهدا در ارتفاع لواى دين مبين چون جدش محمّد وأمير مؤمنان صلّى اللَّه عليهم أجمعين جهاد ورزيد واين شهادت وبليت را براي بقاى دين حضرت احديت ورضاى خالق بريت بر خود